خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





پس از 12 سال

    بنام خدا
    دوستان گراميم سلام. 12 سال پيش در چنين روزي پدرم دار فاني را پس از يك دوره بيماري يك ماهه در بيمارستان رسول اكرم تهران وداع كرد. پدر ستون خانواده است و وقتي از دنيا مي رود خيمه خانواده است كه مي افتد و هيچكس نمي‌تواند جاي او را بگيرد. البته عموهايم زنده بودند و خدائيش هر كدام يك جورايي بوي آقام را مي دادند، اما هيچكدام پدر نمي‌شدند.  از بين عموهايم فقط عمو حاجيم زنده است و دوران كهنسالي را بعد يكبار سكته گذران مي كند و از خدا برايش شفاي عاجل مسئلت مي كنم. دو عموي ديگرم در يك سال در فاصله 75 روز از دنيا رفتند. امروز به اتفاق برداران باز سر خاك آقام جمع شديم و فاتحه‌اي و شاخه گلي كه بگوييم دوستش داشتيم و برايمان گرامي بود و هست. مي دانستيم زود از دستش مي دهيم كه از همه برادرانش نحيف‌تر بود و دل درد كهنه‌اي كه داشت مدت‌ها اذيتش مي كرد تا كيسه صفرايش را عمل كرد و از شر آن دل درد دل آزار راحت شد. آدم بسيار بي غل و غشي بود و بسيار با مردم مهربان بود. برادرم مرتضي مي گفت با او به آغاجاري رفته بود براي كاسبي و يك روز قابلمه‌اي كه 2000 تومان قيمت داشته را به مادري به 1500 تومان فروخته بود و مورد اعتراض مرتضي! كه بابا قيمتش بيش از اين‌هاست چرا ضرر مي دهي و پيرمرد گفته بود اين زن شوهرش را در جنگ از دست داده نبايد به او سخت گرفت!  از مردم آغاجاري خيلي طلب داشت و مي دانست كه مارا حوصله جمع كردن اين همه مبالغ خورد نيست گفت همه را به آن مردم حلال كردم. وقتي رفت خيلي ها به ما مراجعه كردند و گفتند كه پيرمرد دستشان را مي گرفته و ماهانه مبلغي را به عنوان كمك خرج به آن‌ها مي داده است. حج نرفت و هر وقت به او مي گفتم چرا براي حج ثبت نام نمي‌كني مي گفت حج دور و برت است. اين همه فقير در اين محله فوتبال است و تو هوس حج مي كني! خدا روحش را در اين روز جمعه شاد كند.


    این مطلب تا کنون 13 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : مردم ,
    پس از 12 سال

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده